تبليغاتX
Daisypath Anniversary tickers فقط واسه تو
عشقولانه ها
سه شنبه 26 اردیبهشت1391

فکر میکنید چرا میگوییم تخمه ژاپنی؟

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که از خود بپرسید چرا به «تخمه ژاپنی» می گوییم «تخمه ژاپنی»؛ این در حالیست که برخی پژوهشگران معتقدند نام اصلی این تخمه چیز دیگریست و استفاده از این لفظ تنها بر اثر یک شباهت و اشتباه شنیداری پیش آمده است.

ژاپن یا جابان: به گزارش برخی منابع اینترنتی در لغت نامه دهخدا آمده است: «جابانی» نام محلی است که در آنجا شاه اسماعیل با فرخ یسار جنگ کرده است. (تاریخ ادبیات ایران ادوارد برون ص ۶۵).

روستای جابان در غرب روستای کرمانج نشین سربندان دماوند واقع شده و مردم آن به زبان کردی کرمانجی صحبت می کنند. نسل آن ها به کرمانج های قوچان قدیم برمی گردد که در زمان کریم خان زند از چناران در استان خراسان رضوی به این منطقه مهاجرت کردند.

تخمه ژاپنی یا جابونی؟ مساله این است هم چنین در منبع دیگری آمده است: «باید دانست که این نوع تخمه در یکی از روستاهای اطراف دماوند «جابان (jâbân)» که همسایه غربی سربندان بوده و ساکنان آن نیز از نژاد کرمانج هستند کشت می شود و در واقع نام اصلی آن «تخمه جابانی» است؛ اما تطور زبانی صورت گرفته در این واژه و قلب مصوت «آ» (â) به «– و» (ô)، آن را به صورت «جابونی» درآورده و پس از آن با تبدیل همخوان «ج» (j) به «ژ» (ž) و «ب» (b) به «پ» (p) - به دلیل نزدیکی واجگاه- به صورت نادرست «ژاپنی» درآمده است

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:31  توسط فرناز  | 

شنبه 23 اردیبهشت1391

Mothers day2 اس ام اس های جدید تبریک روز مادر

زن زیبـاســت ...
چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است...
چه آن زمان که خود را می آراید از پس همه خستگیهایش..

چه آن زمان که فریاد می زند بر سرت
و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را میبینی...

چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده
و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند...

زن زیباست...
آن زمانی که خسته از همه تُهمتها و نابرابریها
باز فراموشش نمی شود؛
مادر است، همسر است،راحت جان است ...

زن زیباست ...

زمانی که لطافت جسم و روحش را توأمان درک کردی ...
زمانی که خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی ...

زمانی که نداشته های خودت را به حساب ضعفش نگذاشتی ...

آری زن زیبـــــاست

...

روز زن و روز مادر به همه فرشته های زمینی مبارک

با همون رمز همیشگی به ادامه مطلب سر بزنید

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:13  توسط فرناز  | 

پنجشنبه 14 اردیبهشت1391

حوصله ندارم اما همه ی قصه رو می گم.

همه  ی قصه رو حتی اونجایی که دوس ندارم

بذار صحبت کنیم اینبار ، جایی این که بنویسیم راجع به دوجین سوال و یه سری عقده ی بد خیم

 

می دونم که دیگه مردم، مرگمم موقتی نیست. این جواز دفن و کفن یه صدای لعنتی نیس

تو این بحبوحه ی شک ، وسط این همه بحران ، خودم رو گوشه ی آسفالت جا گذاشتم تو اتوبان

ژست بیخوابی و منگی، واسه من نگیر دوباره . کسی که جلوت نشسته عصبی و لت و پاره

من دیگه اصلا نمی خوام تیغ رو رگم بسرم.پایتخت دود و گوگرد قهرمان قصه ی من

 

اگه عاشقت نبودم پا نمی دادی این ترانه ، بیخیال بدبیاری زنده باد این عاشقانه

 

خط موشک رو دستت،نسل من خط کشی می کرد. واسه انفجار قلبت ، شعر من خود کشی می کرد

جعبه جعبه استخون و غم پرچمای بی باد، کودکی نسل مارو به قرنطینه فرستاد

 

من با زندگی و شعرم یا با تو شوخی نداشتم، واسه تو شوخی بودیم ما ، خیلی تلخه سرنوشتم

حالا هی غلط بگیر از دیکته های نا نوشتم یا که اوراق بهادار بده جای سرنوشتم

 

اگه عاشقت نبودم پا نمی دادی این ترانه ، بیخیال بدبیاری زنده باد این عاشقانه

 

بین این صد تا اتوبان ، یه مسیر منحنی نیس که کسی پشت سرم هی ، نده فرمان واسه ایست

وقتی که آژیر رو کشیدن تو گوش لت و پارم ،خودم عین بمب دستی ، شعرم ام شد انفجارم

 

یه نفر روی در و دیوار ، خون خاطره می پاشه ، یه نفر که می گه اینبار ، بذار انگشتام رو رو ماشه

خیلی ساده نرسیدیم سر صحنه واسه اجرا . اتگاری که محض خنده گرگ زد به گله ی ما

 

"اگه چیزی رو نگفتم ، تو خاطرم نمونده، متاسفم که ذهنم ، خاک قصه رو تکونده

تسمه ی دلم برید و من از اون دقیقه لالم.یه سری تصویر موهون ساخته میشه تو خیالم

 

ببین این زخمای کهنه دیگه پانسمان نمیشن.شدن عین تیر آخر وسط جمجه ی من

 

منزوی شو تو ی قلبت، یاد کارون و شب دجله ، سر کوچه های بن بست یاد هجله پشت حجره

بچه های خاک  وبارون ، یادته ریختن تو میدون ، مادراشون پشت شیشه، پدراشون ته دالون

پس چرا با تو غریبست ، نسل بی خاطره ی من یادمون نیس که چجوری ، واسه همدیگه می مردن

 

پاش بیفته باز دوباره روی مغربت می بارم.  باز تو منطقه ی مین دس و پامو جا می ذارم

 

اگه عاشقت نبودم پا نمی دادی این ترانه ، بیخیال بدبیاری زنده باد این عاشقانه

 

اسم پایتخت رو با خون می نویسم واسه یادداشت

تنها چیزی که تو دنیا ، روی پاهام نگهم داشت

سرو ته کنم تو جاده . مقصدم تهش همینجاست.وسط برجای تهرون ، ازدحام شعر و رویاست

می گذره این روزا از ما ، ماهم از گلایهامون.عادی میشن این حوادث ، اگه سخت ان اگه آسون

تو پاییز مجاور ، وسط ماه آذر، شد قرارمون که با هم ، بزنیم به سیم آخر

من عاشق این ترانه رضا یزدانی ام

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:55  توسط فرناز  | 

چهارشنبه 16 فروردین1391

 


نسیم عزیزم

دخترعموی قشنگم

در بهار ۹۱ نیز همچون گذشته  گلی سپيد را درگلدان عمرت مي فشانم به اميدروزي که گلدان عمرت صاحب صد شاخه گل سفید شود

"تولدت هزاران بارمبارک"


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:22  توسط فرناز  | 

سه شنبه 1 فروردین1391

عید آمد و عید آمد
 یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان شد
تا باد چنین بادا
معشوقه به سامان شد
تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد
تا باد چنین بادا
شب رفت صبوح آمد
 غم رفت فتوح آمد
خورشید درخشان شد
تا باد چنین بادا

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:46  توسط فرناز  | 

جمعه 26 اسفند1390

پرسیدی: "عاشقمی؟"
گفتم: "دوستت دارم"
بغض کردی و آرام گفتی: اما من "عاشقت هستم..."
روزهای با هم بودنمان با "دوست داشتن" من،
و "عشق" تو گذشت!
... همیشه پا پیش گذاشتم،
گذشت کردم،
نگرانت شدم،
تا پای جان آمدم برایت...
اما تو، با تمام عشقت!
روزی که باید محبت میکردی، نکردی
جایی که باید گذشت میکردی، نکردی
وقتی که باید پا پیش میگذاشتی، نگذاشتی!
دیدی که به کلام نبود و در عمل،
دوست داشتن من، به 100تا عشق تو می ارزید..

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:48  توسط فرناز  | 

دوشنبه 8 اسفند1390

تمام قَد تعظیم میکنیم ؛ نه برای یک فیلم ، نه برای یک فرد ، نه یک جایزه !
برای یک " جــُـدایی " ....

جدایی نادر از سیمین یک فیلم نبود ، بلکه سرزمینی بود ناشناخته به نامِ ایران ، که توسط اصغر فرهادی به جهان شناسانده شد ..

تبريك بسيـــار به تمام ايرانيان ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:6  توسط فرناز  | 

شنبه 22 بهمن1390

"دوستت دارم " را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام

 

این گل سرخ من است

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

که بری خانه دشمن!

که فشانی بر دوست

راز خوشیختی هرکس به پراکندن اوست!

 

 

در دل مردم عالم _ به خدا _

نور خواهد پاشید

روح خواهد بخشید

 

تو هم ای خوب من! این نکته به تکرار بگو

این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت

نه به یکبار و به ده بار، که صد بار بگو

" دوستم داری " را از من بسیار بپرس

دوستت دارم را با من بسیار بگو

...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:14  توسط فرناز  | 

جمعه 23 دی1390

سلام به همه دوستان گلم

خوبــــــــــــــــــــــین؟

بالاخره اومدم

من آمده ام وای وای من آمده ام

خیلی هم خوش اومدم

میدونم الان از بازگشت من اشک شوق تو چشاتون جمع شده و سعی میکنین  احساساتتونو کنترل کنین اما راحت باشین :دی

چه تحویل بازاری راه انداختم

جدا از شوخی دلم به تک تکتون تنگیده بود ونمیدونم چرا حوصله نوشتن نداشتم.اما سعی میکنم از این به بعد زود زود بیام.البته بشرطی که شما هم تنهام نذارین

این روزا بیش از حد کلافه ام

بیش از حد مشغله دارم

بیش از حد دغدغه فکری دارم

بیش از حد زمان زود میگذره

و بدتر از همه اینکه بدجور دلتنگم

واسم انرژی مثبت بفرستین که سخت بهش نیازمندم

دوستتون دارم

بای تا بعد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:15  توسط فرناز  | 

چهارشنبه 30 آذر1390


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:36  توسط فرناز  | 

جمعه 25 آذر1390


امروز روز من است

پنج قدم مانده  به زمستان تولد دختری پاییزیست


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:18  توسط فرناز  | 

پنجشنبه 10 آذر1390

بار آخر ، من ورق را با دلم ، بُر می زنم ...
بار دیگر حکم کن
اما ، نه ، بی دل
با دلت ، حکم کن ...
حکم دل :
  هر که دل دارد بیندازد وسط
تا که ما دلهایمان را رو کنیم !
دل که روی دل بیفتد ... عشق حاکم می شود
پس به حکم عشق ، بازی می کنیم .....
این دل من !
رو بکن ،حالا ، دلت را !
دل نداری ؟
بُر بزن اندیشه ات را !
حکم لازم ...
دل گرفتن !
دل سپردن !
هر دو لازم ...!
عشق لازم ... عشق لازم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:42  توسط فرناز  | 

شنبه 28 آبان1390

 

سلام

احوال شما؟

منم هستم....بدک نیستم..میگذرونم

 

با همون رمز همیشگی به ادامه مطلب تشریف ببرید


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:5  توسط فرناز  | 

چهارشنبه 25 آبان1390

کجایی که داره بی تو نفسم میگیره

تورو میخوام کنارم ، بي تو آروم ندارم

نميتونه جاتو كسي تو دلم بگيره

فقط تورو ميخوام من ، بي تو آروم ندارم

بي تو زندگي محاله ، بي تو يه روز يه ساله

دلم برات چه تنگه ، دنيا با تو قشنگه

ميبوسمت يه عالم ، آروم ميشه خيالم

با تو همش رو ابرام ، نباشي خيلي تنهام

تو دنيا ، هيچ كسو از تو بهتر نديدم

يه تاره موتو عزيزم به صد تا دنيا نميدم

به آرزوم ميرسم ، با تو من خوشبختم

تمام عمرم شب و روز دنبالت ميگشتم

قلبم ، مال تو       جونم ، مال تو             عشقم ، من به تو مينازم           نفسم

قلبم ، مال تو       جونم ، مال تو             عشقم ، من  تو رو دوست دارم  عزيزم

...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:12  توسط فرناز  | 

دوشنبه 25 مهر1390

در برنامه تلویزیونی «نود»، ویدیویی از حضور «عادل فردوسی‌پور» در برنامه «مسابقه هفته» با اجرای زنده‌یاد «منوچهر نوذری» در سال 72 پخش شد.

به بهانه گرامی‌داشت یاد و خاطره زنده‌یاد «منوچهر نوذری»، انتشار دیالوگ‌های رد و بدل شده بین منوچهر نوذری و عادل فردوسی‌پور در این برنامه خالی از لطف نیست که در پی می‌آید:


بر اساس این گزارش،‌ در ابتدا منوچهر نوذری از فردوسی‌پور می‌پرسد «کدام رئیس جمهور آمریکا، دستور بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را صادر کرد؟» که فردوسی‌پور در جواب پاسخ صحیح می‌دهد و می‌گوید: هری ترومن.


در ادامه برنامه، منوچهر نوذری سوالی فوتبالی از فردوسی‌پور می‌پرسد.


* نوذری: ستاره سابق فوتبال برزیل که با تیم این کشور، سه بار به مقام قهرمانی جهان رسید و در طول دوران بازیگری خود در 1324 دیدار مجموعا 1282 گل به ثمر رساند، کیست؟


- فردوسی: ادسون آرانتس دو ناسیمنتو «پله»


* نوذری: جان؟! (خنده)

خب دیگه چی درباره‌اش می‌دانی؟


- چند وقت پیش دوباره ازدواج کرد.


* شما خودت فوتبال هم دوست داری؟


- بله


* اتفاقا شبیه پله هم هستی.


- انقدر دیگه سیاه نیستم.


* به زمین فوتبال بروی، سیاه هم می‌شوی.

من اولش فکر کردم [با گفتن این اسم] داری درس اسپانیولی می‌دهی.

حالا یک بار دیگر اسم را بگو.


- ادسون آرانتس دو ناسیمنتو


* خودتی!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:21  توسط فرناز  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://sms-off-jok.blogfa.com